رشيد الدين فضل الله همدانى
پيشگفتار 37
جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى )
است . اين دو كتاب مرا در تنظيم مجدّد متن اصلى « تاريخ فرنگ » و روشن كردن قسمتهاى تاريك و مشكوك آن مدد كرده است ، حتى بدون اغراق مىتوانم ادّعا كنم كه بدون استفاده از كتاب مارتينوس اوپاوينسيس قسمت اعظم متن تاريخ فرنگ كه به دست كاتبان بىسواد خراب و مسخ گرديده است بكلّى غير قابل فهم مىماند . رشيد الدّين در تاريخ فرنگ نه تنها از حيث مطالب از سرمشق اروپايى خود تبعيّت دقيق كرده است ، بلكه در مورد شكل ظاهرى كتاب خويش يعنى تقسيم و طبقهبندى مطالب و تزيين و نقّاشى آن نيز به آن نسخههاى اروپايى توجّه داشته است ، چنان كه در كاملترين نسخ موجود آن مثلا در نسخهء خطّى كتابخانهء طوپقاپى سراى و در نسخهء ديوان هند كاملا مانند فهرستهاى اروپايى مشابه ، اسامى پاپان و قيصران با شرح زندگى آنها و سير مطالب به ترتيب تاريخ حياتشان در دو ستون موازى هم از بالا به پايين نوشته شده است . ولى كاتبى كه بعدها نسخهء مونيخ را رونويس كرده است از رعايت اين ترتيب كه براى او دشوار بوده چشم پوشيده ، و پاپان و قياصره را به ترتيب پشت سر هم نوشته است « 1 » ، و هرچند اين شكل از نيّت اصلى مؤلّف به دور است و متن را مبهم و تاريك مىكند ، معذلك به عنوان اساس چاپ حاضر سودمند بود . نسخ خطّى كامل تاريخ افرنج نشان مىدهد كه اين كتاب در اصل داراى تصاوير پاپان و قياصره نيز بوده است ، ولى من تاكنون به نسخهاى كه داراى اين تصاوير باشد برخورد نكردهام . در نسخهء خطّى اسلامبول فقط بهطور كلّى قسمتى از تصاوير را به رنگ قرمز طرحريزى كردهاند ، و در نسخهء ديوان
--> ( 1 ) . در نسخهء خطى بناكتى ليدن كه ظاهرا كاتب تقسيمبندى اصلى مؤلّف را محفوظ داشته است تاريخ پاپان و قياصره در دو فصل جدا از هم آمده است .